خلوت دل
شبی در خلوت دل با تو بودن ***به از یک عمر در جنت غنودن
شنو فریاد من،تا روز محشر
جفا می خواهم و شب با تو بودن
دلا در موسم شور و شر عشق *** مرا ایمن بدار از خود ستودن
در این هجران مرا صبری فزون ده
عطا کن از پی ات آواره بودن
مباد آندم که در هنگامه ی وصل *** ز چشم مست تو پروا نمودن
وفایم را نگر در وادی عشق
بحق رسمت بود دل را ربودن
بیا سالک تو با پیمانه ی می *** زن آتش،دفتر بیچاره بودن![]()

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 22:58 توسط اکبر چالیک (آشنای دل)
|
با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز 18 تیر ۱۳۹۸