حضور عاشقانه
بیا تو از شبی بگو که جام میدهد ترا**به وقت صحبت از جنون به دام میکشد ترا![]()
ثانیه های سرخ را شبی دگر نشان بده**شکستن سبوی جان،دوام میدهد ترا
دل مرا به غمزه ای،دوباره آشنابکن**چنین ترانه خواندنی،مدام میسزد ترا
دل به نگاه بسته ام،تا که مراد من دهی**به روز محشر عالمی،سلام میکند ترا![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 23:4 توسط اکبر چالیک (آشنای دل)
|
با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز 18 تیر ۱۳۹۸