آتش هجران
آتش هجرا ن 

عاشق بیچاره ی سر در گریبان را نگر
این خراب بی خبر در شام هجران را نگر
دلبر شیرین ما دوش از بر ما دور شد****آتش هجر فتاده بر دل و جان را نگر
چشم ظاهر بین ما جز فعل ظاهر را ندید
ناله ی عشق جگر سوز رفیقان را نگر
یاد باد آن محفل شبهای پرفیض وحضور****عشوه ی آن یار فارغ از مریدان را نگر
چون به نظم آمد سخن دیگر مگو از بی کسی
همت مستانه ی آن مونس جان را نگر
آن شبی را کز صفای عاشقان چون روز شد****همنشین حوض کوثر با حریفان را نگر
شرم باداز همتم در وادی عشق و ولا
طوطی شکر لب شام غریبان را نگر
ای نگارخوش قد و قامت کجایی باز آی**** ناله ی این رهروٍ بی دین وایمان را نگر
توبه کردم تا که من دل از تو بردار م ولی
در نگاهم حسرت وامانده در جان را نگر
بی تو من در بندفقرم نیک دلدارم تویی****خواهش این بنده زارو پریشان را نگر
در طریق عاشقی سخت است دردبی کسی
رجعت مردان عالم سوی سبحان را نگر
سالک دردآشنا دیگر ندارد همدمی***لحظه های پرزاشک وآه و افغان را نگر
اا
اکبر چالیک نهم بهمن نود ود وشمسی شیراز
با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز 18 تیر ۱۳۹۸